محمدتقى نورى
308
اشرف التواريخ ( فارسي )
حسب التّمناى امرا در روز جمعه ، بيست و سيم شهر مزبور ، از صحراى قوزغان شكاركنان توجه به مستقر خلافت با « 1 » عزّ و شأن فرموده ، در عرض راه على محمّد بيك غلام زنگنه كه به چاپارى مأمور به دربار سپهر مدار شهريارى بود ، به تقبيل ركاب همايون سرافراز گشته ، فرامين پادشاهى و عرايض امناى شوكت جاويد مباهى را به نظر انور رسانيده ، چون به سبب ضيق معيشت و قلّت مرسومات « 2 » و علوفهء لشكريان شاهزادهء بلندهمّت بعضى از يراق و ( 120 الف ) اسباب « 3 » و ظروفات بيوتات خاصّهء شريفه را شكسته ، مسكوك و صرف اخراجات « 4 » غازيان نموده بودند ، حقيقت اين حال معروض عتبهء جلال شاهنشاه دريا نوال گرديده ، از عين عنايت شاهانه در عوض خنجرى مكلّل به الماس و بازوبندى مرصّع به انواع « 5 » درر و يواقيت گرانبها كه مخصوص پادشاهان « 6 » است ، به علاوهء مرصّع آلات بسيار و جواهر بىشمار و چهارده هزار تومان عراقى نقد ، مصحوب كلب على خان قاجار با خلاع آفتاب شعاع مخصوص « 7 » سركار اشرف و امرا « 8 » و خوانين از خزانهء عامره و قيچاجى خانهء ( 149 ) مباركه مرحمت شده بود . اين معنى مورث انبساط خاطرها گرديد . مقارن اين حال « 9 » فرستادگان ناصر الدّين توره نيز از مرو شرفياب ركاب نصرت انتساب و عزيمت نور محمّد خان ولد ايش محمّد خان اوزبك و ميرزا حكيم وزير دولت توره جان را با پيشكش به درگاه جهانپناهى معروض داشتند . اين معنى موجب ازدياد انبساط « 10 » خاطر معدلت ارتباط گرديده ، بعد از استكشاف اخبارات و تحقيق « 11 » واقعات همّت بر شكار گماشته ، از دامن كوه « 12 » شكاركنان عازم شهر گشتند . طرف عصرى كه دست از شكار كشيده بودند ، در بين راه ميدان هموار مسطحى را به نظر درآورده ، راى مبارك به بازى و قيقاج اندازى قرار
--> ( 1 ) . مج : « خلافت با » ندارد . ( 2 ) . مج : مرسوم . ( 3 ) . مج : يراقآلات و . ( 4 ) . مج : « اخراجات » ندارد . ( 5 ) . مج : در عوض آن خنجر مرصّع دسته الماسى و بازوبند مكلل به . ( 6 ) . مج : به پادشاهان . ( 7 ) . مج : به جهت خاصه . ( 8 ) . مج : و باقى امرا . ( 9 ) . مج : مرحمت شده اين اخبارات را امناى دولت در عرايض عرض نموده بودند موجب فرح و نشاط خاطرها گرديد در همين اثنا . ( 10 ) . مج : اين معنى مزيد انبساط و شكفتگى . ( 11 ) . مج : رويداد . ( 12 ) . مج : كوه سلطان مشرق .